سکوتی در امتداد تاریخ
برای معرفی آنا کشکولی (رفیق مام) به سکوتی در امتداد تاریخ بر می خوریم. آنا کشکولی تنها و تنها خود را از منتسبین ایرج کشکولی معرفی کرد. مردی جا مانده در دهه 70 میلادی. مادرش زن ترک استانبولی تبار بود و باز هم در سکوتی محو در آنکارا و به دور از تمام آشنایان و لینک های خونی با آنا و سام زندگی می کرد. آنا متولد 1359 در ترکیه و ناموفق در دیکته مسائل تئوریک خود به سام که 5 سال از او کوچکتر و از پدری دیگر بود در تنهایی مرموزی و با شعارهایی که به ارث برده بود مسافر عرصه جوانی شد.
نظریات پیچیده او ، خشونت گفتاری و لطافت رفتاری، گم شدگی جنسی و تبحر در ساخت بمب های دستی، نفرت از روسیه و کوبا و چین، با استعداد در حرکات آنارشیستی و ... او خود کشوریست!!!
دیر با او آشنا شدم... شاید هم خیلی دورمان شلوغ بود. آنقدر شلوغ که ندانستیم پاره های تن داریوش را جمع کنیم یا توی گل و لای تپه روستایی های ترکیه ترکهای پامونو ببندیم یا چاله کوری های سمت سقز. وقت نشد چشمانمان را دیدی بزنیم.
تنها یک عکس داشت و آن هم عکس هربرت مارکوزه بود و این نه آن را به جنبش های نئوچپ فرانسه و نه به جنبش های دانشجویی ربط می داد. فقط به نظرش می آمد جایی باید آن را بکشد.
وقتی رفت و وقتی خبرش به من رسید و من خبر را پخش کردم مثل تیری که به دیوار بتنی کمانه کند همه از من نام ، نام خانوادگی و بیوگرافی خواستند تا شاید برای مرگ یک مبارز لحظه ای سکوت کند. آنا بیا و خودت را معرفی کن. جایگاه شهود برای من گشاد است. تو خودت هم فقط یک شاهد بود . نبودی؟
وقتی رفیق مونا تو را به کمرش بسته بود تا کلانش اش را بتونه طرف تپه های عراقی نشانه رود و تو هم توی دود گم نشوی . شاهد بودی ... نبودی ؟ شاهد بود بمب شیمیایی دستی های روس توسط سربازهای ایرانی نزدیک روستاها کُرد کار گذاشته می شد.
شاهد بودی.... نبودی؟ وقتی دستت را از دست دایه می دزدی تا مشت هاتو گره کنی جلوی تصویر آویخته پدرت. بابایی که حالا از تیر آویخته بودنش تا برای مردم نوربیاورد. بابایی که از دستهای ترک خورده اش توی کارگاه های دبی می گفت. همان دستهایی که با خیلی ها توی دهه 40 قلم و مداد را در دانشگاه های ایتالیا و فرانسه رها کرده و به جنبش های چپ پیوستن.
یادته نگو نه!!!......
آناهیتا کشکولی در آنکارای ترکیه درگذشت
متنی برای آنا در وبلاگ به خون بخون

گزارش امیر خالقی:
آنا کشکولی (رفیق مام) از منتسبین مبارز بزرگ ایرج کشکولی متولد ترکیه و از همیاران ورفقای شجاع جنبش کارگران اندیشه چند روز پیش در آنکارا / ترکیه درگذشت.
متاسفانه بعد از دستگیری آنا در تهران در اسفند گذشته ارتباطات من با خانواده ایشان قطع شد اما افسوس ... امروز با این خبر کمرم شکست ... آنا دخترک مبارز زیبا با موهایی طلایی که اگر وقت می کردند و تراشیده نمی شدند کمی به چهره اش عطر زنانه می زند.
بعد از مرگ داریوش رجوی... سکوت مونا منتظری و امروز خواب آنا به کدامین راه آواره خفته ام.
هم اکنون به عنوان تنها عضو زنده کمیته تئوری جنبش در ایران از هیئت مدیره جنبش کارگران اندیشه در ترکیه خواستار انتخابات زود هنگام می باشم
هر چند اینگونه سخن گفتن در مورد مسائل ریز جنبش زیر زمینی در یک رسانه می تواند مشکلاتی برای من ایجاد کند اما خوب دیگر...
وقت است بادیه نشین های کنار گود هم آستینی بالا بزنند... درود رفقا و بدرود

در حادثه 10 تيرماه 87، اگر شهرداري هشدار داد و مالكان هشدارها را ناديده گرفتند، اگر مهندس ناظر، محاسب و طراح يا هر مسوول ديگري به اعتقاد برخي، تخلف كردند و از آن سو، به اين سو، امضا فرستاند و دهها «اگر» ديگر، كنار هم قرار گرفت تا فاجعه «ريزش ساختمان» به آساني آبخوردن، تكرار شود، چه كساني تاوان آن را پرداختند؟ گارگران بيدفاعي كه فقط مشغول انجام وظيفه «تخريب» بودند، بيآن كه بدانند، همان كه تخريبش ميكنند، بزودي بر سرشان خراب خواهد شد؟
نوشتهها شرمسار ميشوند از اين كه تعداد كشته بيشتري را گزارش كنند؛ چه، ميدانند بار اين شرمساري، تنها مربوط به اين فاجعه امروز و آن فاجعه ديروز نيست، اين بار سخت و ثقيل، هر بار سنگينتر ميشود، بيآن كه با اجراي قاطعانه قانون، سبكتر شود و آبي بر آتش دل بازماندگان ريخته شود.
آنچه كه امروز تحت اين عبارت «متاسفانه استانداردهاي لازم براي ساختوساز رعايت نشده بود» بارها و بارها پشت فاجعه پنهان ميشود، مربوط به يك ماه و دو ماه و حتي يك سال و دو سال پيش نيست، 17 سال از هشدار ميگذرد و امروز يك بار ديگر در برابر چشم همه هموطنان با تعدادي كشته، هشدارها را به تمسخر ميگيرد و از ميان آوارها به ما لبخند ميزند!
بايد مشخص شود كه چه كساني هشدارهاي مكتوب و اخطارها را ناديده گرفتند؟ چه كساني به خود اجازه دادند امر نظارت را بيمسؤوليت، يدك بكشند و آنان كه بناي كار را از همان ابتدا، اشتباه گذاشتند، كه بودند؟ در آخر اين كه، چقدر فاجعه كافيست تا تخلفات در نقطهاي متوقف شود؟
خدا كند اين آخرين فاجعه باشد...!
|
چرا ما ممنوعيم ؟؟ / فيلتر چرا؟ رفيق امير خالقي بر عليه فيلتر وبلاگهاي ادبي و فاعالان اجتماعي در حال جمع آوري امضا و بيانه اي براي پيگيري قانوني از طريق مراجع قانوني و همچنين ارسال اين مطلب براي مديريت وبلاگهاي ايراني مي باشد. |
![]() |
|
نامه نوجواني که دوازده روزديگر اعدام خواهد شد جواني هستم بيست و يکساله ، هنگامي که پا به زندان گذاشتم 16 سال داشتم ... |
![]() |
| گلچینی از اخبار درمورد وضعیت شهرهای آذربایجان از اواخر اردیبهشت تا اولین روزهای خرداد هشتاد و هفت |
![]() |
|
به نقل از راديو دمکراسی شورائی جديدترين کشفيات ذهنی احمدی نژاد |
![]() |
|
به نقل از راديو دمکراسی شورائی ماجراهای پشت پرده انفجار کانون رهپويان شيراز |
![]() |
|
ترور و سرکوب در جمهوری اسلامی مرز سیاسی، فرهنگی و جغرافیائی نمی شناسد نگاهی به ترور منوچهر فرهنگی دگر اندیش زردشت ایرانی توسط جوخه های ترور جمهوری اسلامی ایران در اروپا |
![]() |
|
نامه حزب چپ سوئد به دولت ايران در حمايت از فرزاد کمانگر خطاب به محمود احمدي نژاد |
![]() |
|
مقالات نشـريه کار در باره کودکان باز انتشار بوسیله : هواداران سازمان فدائیان ( اقلیت ) - دانمارک ۵- مه - ۲۰۰۸ |
|
بابک بلوچ : شورش می کنم، پس هستم در شرایطی که همه سویه بر مردم میتازند و پیر و جوان و زن و مرد را به جرم ناکرده و به فرمان ولی خونخوار فقیه در کوی و برزن به شلاق و دار محکوم میکنند، برخاستن و شوریدن نه تنها حق طبیعی و خدشه ناپذیر مردمان... |
![]() |
|
ادامه اعتراضات در دانشکده مهاجر اصفهان |
![]() |
|
نگاهي به آخرين اخبار دانشجويان سوسياليت ايران چهارمین روز اعتصاب پنچ هزار کارگر تیشکر هفت تپه و احضار 5 کارگر این شرکت تجمع اعتراض اميز دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا ادامه اعتراضات دانشجویان 3 دانشکده های فنی در تهران - همراه با عکس احضار ٦ دانشجوی دانشگاه رجايى به كميته انضباطى |
![]() |
|
همچنان سکوت امیر خالقی امیر خالقی روز ۵ شنبه شب ساعت ۱۰ شب به بیمارستان امام رضا منتقل شد و از ناحیه صورت ۹ عدد بخیه خورد. هنوز امیر خالقی در مورد علت واقعه سکوت اختیار نموده. اطرافیان و نزدیکان او هنوز هم علت بی اطلاعی نمودند . جالب است که امیر خالقی به تنهایی به بیمارستان رفته و خود را زیر تیغ جزاح داد. تمام جراحات در ناحیه صورت و لب بوده است و از به بعد امیر خالقی موبایل خود خاموش نموده است. |
![]() |
|
ایران در هفته های گذشته احمدی نژاد و هزار علامت سئوال مقابل این میمون |
![]() |
|
اعتصاب کارگران کارخانه قند بردسیر وارد هشتمین روز خود شد |
![]() |
|
چه کسی با ناهید سرشگی دست تکان می دهد؟ آخرین مجموعه شعر ناهید سرشگی توقیف شد... |
|